داستانی است درباره جوانی که تحت تربیت پدرش-که شیعه نبود-به امامت امام عصر (عج) عقیده نداشت ولی مادر شیعه اش بارها به او گفته بودکه ما امام زمانی داریم، زنده، همواره نزد بینادلان حاضر، پناهگاه انسان ها در مشکلات سخت و نجات دهنده آن ها درگرفتاریها. در یکی از همین گرفتاریها، جوان به یاد سخنان مادرش می افتد و بالاخره امام زمانش به فریادش می رسد و او را نجات می دهد: هم از مشکلی که داشت و هم از مشکل هجران.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای مشاهده متن کامل کتاب اینجا را کلیک نمایید.

 

دانلود کتاب با فرمت Word دانلود کتاب با فرمت PDF

(Visited 29 times, 1 visits today)